به صرف چند طرح قديمی
(۱)
مي گويي مثل نفس كشيدن برايت تكراريست
وقتي مخاطبت قرار مي دهند كه :
دوستت دارم
حالا براي اينكه حساب مرا جدا كني
يك نفس عميق بكش.
(۲)
گفتي معامله مرد مي خواهد
پاي مزرعه را امضاء كردم
حالا كه خوشه ها رسيده اند
مترسكي با من شريك شده است.
(۳)
هر نقشي كه با ابرها كشيدي باد برايم اورد
آخرين بار
با ابرهاي خانه تان چه كشيدي
كه نرسيده به خانه ما
باريدند؟
(۴)
سه سال بزرگتر از من زندگي مي كرد
كه پاهايش را گذاشت توي حوض
خنديد
خنديد
خنديد
خن ...تازه فهميدم بالغ شده ام
+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1384ساعت 1:32  توسط احسان الهي فر
|
